تبلیغات
زیر این حرفها خط بکشید... - بچه بودم فکر میکردم...
 
زیر این حرفها خط بکشید...
اسلام به ذات خود ندارد عیبی...هر عیب که هست از مسلمانی ماست

بچه بودم فکر میکردم خدا هم مثل ماست

مثل من ،تو ، ما ، همه او نیز موجودی دو پاست

در خیال کوچک خود فکر میکردم خدا

پیرمردی مهربان است و به دستش یک عصاست...

یک کت و شلوار می پوشد به رنگ قهوه ای

حال و روز جیب هایش هم همیشه روبه راست

مثل آقاجان به چشمش عینکی دارد بزرگ

با کلاه و ساعتی کهنه که زنجیرش طلاست

فکر میکردم که پیپش را مرتب میکشد

سرفه های او دلیل رعد و برق ابرهاست

گاه گاهی نسخه میپیچد، طبابت میکند

مادر میگفت بر هر درد بی درمان دواست

فکر میکردم که شبها روی یک تخت بزرگ

مثل آدمها و من در خوابهای خوش رهاست

چند سالی که گذشت از عمر من فهمیده ام

او حسابش از تمام عالم و آدم جداست

مهربان تر از پدر ، مادر ، شما ، آقا بزرگ

او شبیه هیچ فردی نیست، نه ، چون او خداست...

 

خدای مهربونم دوستت دارم...

کاش میفهمیدم چرا بعضیا مغرضانه انکارت میکنن؟

من که از اینکه هستی و این همه نعمت دادی با همه وجود خوشحالم...

هم عدلت را دوست دارم، هم رحمت را

هم قهار بودنت را دوست دارم هم رحیم بودنت را

هم از عدلت میترسم و همه به رحمتت امیدوارم...

خدایااز اینکه تو رو تو زندگیم لمس میکنم خوشحالم...خوشحال

 



نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، بچه بودم فکر می کردم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:25 ب.ظ
My brother recommended I might like this blog. He
was entirely right. This post truly made my day. You cann't imagine simply how much time
I had spent for this info! Thanks!
چهارشنبه 4 مرداد 1391 11:53 ق.ظ
متشکرم دوست من.
پست خوبی بود.
ممنون
فعلا تا بعد...
جمعه 30 تیر 1391 02:27 ق.ظ
مرسی
جالب بود
موفق باشی دوست من.
بازم سر میزنم.
سه شنبه 20 تیر 1391 05:51 ب.ظ
سلام-
انسانها همیشه در ذهنشان از هر چه که میشنوند، تصویری میسازند و در کودکی این حس قویتر است چون آگاهی کمتره.
شاید روزی دیگر که بیشتر خدا را شناختیم، به تصویر امروزمان بخندیم... تا شناخت واقعی خدا چقدر فاصله داریم...؟
حق یارتان
سه شنبه 20 تیر 1391 04:45 ب.ظ
salam
movafagh bashi
دوشنبه 19 تیر 1391 08:56 ب.ظ
سلام
شعر شما هم خیلی زیبا بود.کار خودتون بود؟به هر حال خیلی عالی بود. موفق باشید.
بازم بهم سر بزنید. راستی اگه لایق می دونید تبادل لینک کنیم دوست من؟
یا علی
دوشنبه 19 تیر 1391 08:34 ب.ظ
سلام خواهرکم...
ممنون از نظر..
ابجی جانم این نظر با آیه قران که میگه:
ما سرنوشت قومی را تغییر نمیدیم مگر اینکه خودشون بخوان...
ما باید بخواهیم و پاش وایسیم تا اخرش...
یعنی چی نا امید شدن؟؟
در راه خدا ناامیدی معنا نداره...
این حرفت مثل حرفای انجمن حجتیه هست میگن تلاش نکنیم تا امام زمان ظهور کنه...
خوبه دوتا گروه شدن صدتا نشدن که...
نه عده ی سومی هم وجود دارند که باید رو به روی اونها وایسن...
اکرچه من همین پستتو از حاج آقای پناهیان پرسیدم...
جوابهاشون قانع کننده بود ولی نمیشد بنویسم...
اگر با حرفم مخالفی بهم بگو...
دعایم کن
یاعلی مددی
دوشنبه 19 تیر 1391 07:02 ب.ظ
سلام!
مطلب آخرتان را با دقت و بقیه را نگاهی انداختم.
انشاءالله موفق باشید و با حضور همیشگیتون به اطلاعات خودتون و بقیه بیفزایید.
اگه مایل به تبادل لینک هستید بفرمایید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
کد پیغام خوش آمدگویی