تبلیغات
زیر این حرفها خط بکشید... - شفاعت و شریعتی
 
زیر این حرفها خط بکشید...
اسلام به ذات خود ندارد عیبی...هر عیب که هست از مسلمانی ماست
پنجشنبه 9 آذر 1391

ســلـام

من به شفاعت معتقدم و به اون امیدوار...

 اما بعضیا سعی داشتن و بعضیای دیگه سعی دارن این قضیه شفاعت را خدشه دار کنن مثل همین دکتر شریعتی در کتاب تشیع علوی و صفوی .ایشان در این کتاب بعضی افکار را به نام تشیع صفوی وبرخی افکار را با نام تشیع علوی معرفی می کند.به عقیده ایشان در زمان حضور صفویه تحریفاتی در مفاهیم اسلامی ایجاد شده و از تشیع واقعی که آن را تشیع علوی می نامد دور شده است.او دیدگاهی را در مورد شفاعت مطرح می کند و منتسب به تشیع صفوی می داند و تفکرات خود را با آوردن استدلال هایی، تشیع ناب یا تشیع علوی می داند.

در ادامه مطلب متن کتاب ایشان نقل و هر قسمت را جداگانه نقد می کنیم.

قضاوت با شما دوست عزیزم


دکتر شریعتی در کتاب تشیع علوی و صفوی و درابتدای بخش شفاعت می نویسد:

«من نه تنها شفاعت را قبول دارم، بلکه آن را یک عامل نیرومند و سازنده ای در تکامل معنوی و تربیتی و فرهنگی می دانم...»

شریعتی در این قسمت اعتقاد خود را به اصل شفاعت ابراز و آثار مثبت آن را ذکر می کند.

« شیعه صفوی می گوید:امام حسین، حضرت ابوالفضل، حضرت زینب ،حضرت علی اکبر، علی اصغر، مرا شفاعت می کنند.در هنگام امتحان نهائی، در برابر ترازوی دقیق عدالت الهی که بد و خوب کسی را خدا وزن می کند و نتیجه را اعلام می کند و بر اساس آن حکم می دهد،محکوم می کند یا نجات می دهد، پاداش می دهد یا کیفر.شیعه صفوی مثل محصلی است که در جلسه تقلب می کند، یعنی با یکی از دوستان و اقوام رئیس امتحانات با مصحح اوراق و منشی و غیره بند و بستی قبلی دارد و در نتیجه جواب سوالات را پنهانی به او رد می کند،یا نه، اصلا ورقه سفیدش را با ورقه سیاهش را که سراپا چرت و پرت و حتی فحش و اهانت بدرس و بحث و امتحان و ممتحن است و یا اصلا به جای حل مسئله ریاضی و نتیجه فرمول شیمی و حل قضایای هندسی و جواب سوال علمی صورت مسئله، تصنیف نوشته و یا اوراد تسخیر جن... چون اصلا شاگرد مدرسه نبوده و نه تنها لای کتابی را به عمرش وا نکرده که سواد خواندن ندارد، نمره می گیرد و آن هم نمره بیست!و حتی اول شاگرد!البته اگر دم افرادی را که دست اندر کاران جریانات پنهانی و قاچاق هستند حسابی دیده باشد و یا با آنها خصوصیتی داشته باشد!»

شریعتی در این قسمت بدون اینکه مصداقی برای اینگونه عقیده در میان شیعیان بیاورد،از راه تمسخر شفاعت را انکار می کند.شیعیان عقیده دارند خداوند به هرکس از بندگان مقرب خود اجازه دهد در پیش دادگاه و ترازوی دقیق عدل الهی برای بندگان گناهکار شفاعت می کند و به این موضوع ایرادی وارد نیست تا ایشان بخواهد با تمسّک به مثالی تمسخر آمیز و تشبیه شفاعت به تقلب در  امتحانات آن را انکار کند.شفاعت به آن معنی که ایشان در مثال خود آورده اند مورد قبول هیچ شیعه ای نیست.

«شفاعت در تشیع صفوی از تقلب در امتحان و رشوه در دادگستری و دارائی هم اثرش بالاتر است.قوی ترین پارتی یا رشوه برای گستاخانه ترین تقلب در پرونده این است که غلط های شاگرد بی سواد را ندیده گیرند و یا تمام بدهی مالیاتش را هیچ کنند و یا پرونده قتل متهم را پامال سازند. اما شفاعت در تشیع صفوی، برعکس، مقدار غلط را نمره مثبت میدهد، مبلغ بدهی را تبدیل به همان مبلغ طلب از دولت میسازد و اتهام قتل نفس را به صورت معجزه احیای نفس منعکس میسازد.«یبدل الله سیاتهم حسنات» را اینجور معنی می کند که «بدی ها»ی شیعه صفوی در اثر شفاعت در آخرت تبدیل به «خوبی ها« می شود.نه که فقط پاک گردد! یعنی کلاه سر کسی می رود که شیعه باشد اما گناه نکند، و نامه اعمالش سیاه نباشد، زیرا ماده ای تبدیل به حسنات ندارد! ...»

کلام شریعتی در این قسمت یا نشان دهنده بی اطلاعی او از متون دینی است و یا غرض ورزی

آیه ای که ایشان به آن استناد کرده هیچ ارتباطی با مسئله شفاعت ندارد و در مورد توبه است و مسلما هیچ شیعه ای در هیچ دورانی این چنین مغلطه ای در زمینه شفاعت  نکرده است تا ایشان بخواهد آن را نقد کند.

 خداوند درآیه70 سوره فرقان می فرماید:

الا من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات

مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدیهایش را به خوبی ها تبدیل می کند

سپس، نوینده داستان سوره مبارکه عبس را پیش کشیده، می نویسد:

«پیغمبر محبوب و عزیزش،و آورنده قرآنش را برای اخم به گدایی که مزاحم کار و دعوتش، و انجام وظیفه الهی و اجتماعی اش بود نمی بخشد و راست و صاف و آن هم آشکارا و جلو همه مردم، همه مردم جهان و همه قرون و اعصار لآن شدت و لحن قهر آمیز تهدید کند.تشر می زند و سرزنش می کند که نه تنها حاضر نیست به کرم خودش بر پیغمبر مصطفی و فداکار و صمیمی اش که سراپا ایثار است، این یک اخم را ببخشد بلکه حاضر نیست برای حفظ حرمت او در میان خلق بطور خصوصی و هرجور صلاح میداند قضیه را حل کند و اگر میخواهد تنبیهش کند، دیگر در قرآن که همیشه می ماند منعکس نشود!و آنهم به اخلاق خودش.که بیچاره نوح پس از نهصد سال فداکاری و کشیدن بار سنگین مسولیت نجات قومی که به زوال محکوم است!در آن هنگام که دارد حیوانات و پرندگان را بکشتی اش میآورد تا از طوفان نجاتش دهد به چشم می بیند که پسرش در غرقاب دست و پا می زند و دارد خفه می شود، از خدا عاجزانه التماس می کند که او را به پدر پیرش ببخشد و اجازه دهد که بکشتی یی که از هر جانوری جفتی در آن جا دارند بکشاند و خدا با قاطعیت و شدت رد می کند و شفاعت نوح را در چنان سن و سال و وضع و حال و رتبه و مقامی که نوح در رسالتش یافته بود، یعنی نجات هر انسان و حیوانی که بر روی زمین حق حیات دارد.با این تعبیر عمیق و شگفتی که هرگز در دماغ تنگ و عقل منگ و دل ننگ شیعه صوفی-صفوی نمی گنجد،پاسخ منفی می دهد که او اهل تو نیست، او یک عمل غیر صالح است!»

این قسم از متن نیز نشان دهنده بی اطلاعی یا غرض ورزی است.ایشان به دو قضیه در قرآن استناد می کند تا اثبات کند که خداوند پیامبرش را هم به خاطر اشتباه کوچکی نبخشیده و شفاعت نوح را در حق فرزند گناهکارش قبول نکرده چه برسد به شفاعت شیعیان.ما هر مطلب را جداگانه بررسی می کنیم:

آیات ابتدایی سوره عبس که دکتر شریعتی به آن استناد کرده طبق اکثر تفاسیر در مورد شخص پیامبر نیست بلکه درباره یکی از اصحاب رسول خداست.بعضی تفاسیرکه پیامبر را مصداق این آیه دانسته اند،مطلب را به عنوان یک احتمال ذکر کرده اند که آن احتمال هم به دلایل قطعی باطل است.چون به اعتقاد شیعیان پیامبر اسلام نه تنها گناه مرتکب نمی شد، بلکه اولی (بهترین کار) را نیز ترک نمی کرد و دلیل دیگر اینکه خداوند در قرآن خطاب به پیامبر می فرماید:

«انک لعلی خلق عظیم.تو دارای خُلقِ عظیم هستی»

چگونه می شود دارنده خُلقِ عظیم با دیدن مسلمانی فقیر چهره خود را عبوس کند و خود را از او دور کند؟! چگونه کسی به خود اجازه می دهد آیات را اینگونه معنی کند؟...

جریان حضرت نوح را بعد بررسی می کنیم.

«این تمام فلسفه و معنی و چگونگی شفاعت است در تشیع علوی که هیچ نیست جز اسلام محمدی.که هیچ نیست جز سنت تغییر ناپذیر الهی برای رشد و هدایت انسانی.یعنی: کشف و استخراج و بیرون ریختن گنجینه های سرشار شعور و آگاهی و ارزش ها و استعداد های اعجاز گر فطرت که در اعماق ویرانه های خاکی و جوار و زمره جانوری اش مجهول و مدفون اند و در نتیجه تکامل معنوی!»

«این است که نوح از خدا تقاضا نمیکند که مثلا به علی اکبر حسین این شمر بی جوشن ما را همینجوری ولش کن بیاد تو کشتی نجات و کنار شایستگان حیات و بقاء!نه،خدا خود به نوح وعده داده بود که چون طوفان آغاز شد و آب همه جا و همه چیز و همه کس را فراگرفت، من اهل تو را نجات می دهم و بر این اساس است که چون می بیند پسرش دارد در کام مرگ دست و پا می زند و از پدر به التماس کمک می طلبد.نوح از خدا می طلبد که او را که از اهل او، یعنی خانواده و خویشاوند اوست نجات دهد.اشتباه نوح فقط در اینجاست که معنی اصطلاح اهل تو را نمی فهمد، یعنی این کلمه را در زبان خدا به همان معنی می گیرد که در نظام و فرهنگ و فهم و احساس و روابط اجتماعی و انسانی ما معنی می دهد،همان که ما هم چهارده قرن پس از قرن سنت و عترت هنوز همچنان می فهمیم، ائمهِ خود را از آنرو امام و معصوم و ارجمند تلقی می کنیم، که فقط ذریه پیغمبرند، از نژاد برتر علی و فاطمه و حسنین را از آن رو تقدیس می کنیم که اهل بیت رسول اند، حسین را چون فرزند علی است و فاطمه را چون دختر پیغمبر و علی را چون پسر عموی پیغمبر و داماد او!( در حالی که ابو لهب خود عموی پیغمبر و پسران ابولهب داماد های او و عثمان داماد های دوبله اویند)!

«اینجاست که خدا به او توضیح می دهد و معنی راستین خویشاوند و خانواده و اهل و قوم و وارث و نیز شفاعت را برای نوح تفسیر می کند که ما بفهمیم، مگر می فهمیم؟مگر میگذارند بفهمیم؟ مگر قرآن هم برای فهمیدن است؟چه حرفها!چه بدعت ها و انحرافهای تازه! قرآن مجید را که مقدس و مطهر و متبرک است می خواهند کتاب مطالعه کنند!توضیح می دهد که پسر تو خویشاوند تو نیست.انسان یک جوهر و ذات و روح و سرشت و آب و گل و نژاد و خون و خاک و پیوند و تیپ و ذریه و ملت و طبقه و قشر و گروه و صنف و شغل و خانواده و علم و جهل... هیچ نیست .عمل است!»

 «و بنا بر این در تمام بشریت،در طول زمان و عرض زمین فقط و فقط دو تا خانواده است و دو تا ذریه و نژاد وتبار.عمل صالح و عمل فاسد.هر انسانی که یک عمل صالح است، اهل بیت توست. ای نوح ای کشتی بان نجات در طوفان تباهی و مرگ که بر جهان حاکم است و جبر محکوم!کل شیءٍ هالک الا وجهه!.»

نویسنده درجریان حضرت نوح نیز دچار اشتباه می شود و خیال می کند که نوح در عین حال که انحراف فرزند خویش را می دانسته از خداوند تقاضای شفاعت می کند،غافل از اینکه مردم زمان حضرت نوح سه دسته بودند:

1-دسته ای مومن بودند و با نوح سوار کشتی شدند.

2-دسته ای که کافر بودند و مستحق عذاب الهی

3-دسته ای که به ظاهر مومن و در باطن کافر بودند،یعنی منافق بودند.

پسر نوح از دسته سوم بود و نوح از کفر او خبر نداشت و از خداوندتقاضای شفاعت اورا کرد و از جانب وحی با خبر شد که او کافر است و در مورد او شفاعت راه ندارد.

آیا این اهانت به پیامبر الهی نیست که بگوییم در حالی که کفر فرزند خود را می داند در برابر اراده خدا تقاضای شفاعت فرزندش را می کند؟

عجیب تر اینجاست که نویسنده معنی«اهل تو» را می فهمد ولی حضرت نوح که پیامبر خداست نمی فهمد؟!!

آنچه در قرآن آمده این است که نوح از فرزندش خواست که سوار کشتی شود و او به این خیال که عذاب الهی به بالای کوه نمی رسد گفت من به کوه پناه می برم!! کجای این نشان می دهد که فرزند نوح به پدر التماس می کرد؟ من نمی دانم این مطلب را در کدام منبع دیده است!!

سپس می گوید ما امامان معصوم و اهل بیت را از این فقط جهت احترام می کنیم که با پیامبر نسبت خانوادگی دارند.اگر این مطلب صحیح است چرا شیعیان ابولهب و ابابکر و عمر را که با پیامبر نسبت خانوادگی نزدیک دارند را دوست ندارند؟کدام شیعه و در کجا چنین مطلبی را گفته؟ما خویشاوندی را فقط فضیلت میدانیم نه دلیل محض برای قداست.

بعد از این ادعا می کند شیعه صفوی اجازه فهمیدن قرآن و رسیدن به معنی دقیق آیات را نمی دهد! احتمالا منظور نویسنده از فهم قرآن ،همین تفسیر ها و تاویل هایی است که با هیچ کدام از مبانی تشیع تطبیق ندارد!!آیا بدعت و انحراف، سخنان علمای شیعه است یا سخنان نویسنده؟

آری،مرزبانان شیعه به هیچ کس اجازه نمی دهند که قرآن را از موضع اصلی آن منحرف و تحریف معنوی کنند.

«عمل غیر صالح محکوم به نسیتی است و این سنت خداست و سنت خدا تغییر ناپذیر است و تحویل ناپذیر خدا نیز خود آنرا نمی شکند و شفاعت چگونه می تواند آنرا بشکند. هیچ عاملی در عالم وجود ندارد که عمل غیر صالح را سرنوشتی دهد که ویژه عمل صالح است.حتی اراده الهی به چنین کاری تعلق نمی گیرد»

کلام نویسنده در این قسمت نیز با نص صریح قرآن مغایرت دارد.نویسنده می گوید هیچ عاملی وجود ندارد که عمل غیر صالح به عمل صالح تبدیل شود وسپس برای خدا نیز تصمیم می گیرد و می گوید حتی اراده الهی نیز به چنین کاری تعلق نمی گیرد،در حالی که آنچنان که پیش تر نیز گفتیم خداوند در آیه 70 سوره فرقان می فرماید:

الّا من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات

مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدیهایش را به خوبی ها تبدیل می کند

طبق کلام خداوند در قرآن سه عامل توبه و ایمان و عمل صالح در کنار هم می تواند باعث تبدیل بدی ها به خوبی ها شود.

در پایان باید از نویسنده پرسید: اگر سنت خداست که انسان گناهکار در هر حال به جهنم برود پس شفاعت در حق چه کسی انجام می شود؟آیا شفاعت برای معصومین است که هیچ گناه نکرده اند؟!!

پس معنی شفاعت یعنی چه؟ آیا عفو خداوند را منطقی نمی دانید؟!

آیا پروردگار منان را نیز که به لطفش این چنین از بنده گناهکار خود می گذرد شیعه صفوی پنداشته اید؟!

مگر خداوند نفرمود ابتغوا الیه الوسیله ؟

نمی دانم شریعتی نمی فهمید یا نمی خواست بفهمد؟

آیا می دانید عقیده ما شیعیان چیست؟

عقیده ما این است:

کسی که عادت به گناه دارد و از آن لذت می برد وعمدا گناه میکند به هیچ وجه مورد شفاعت قرار نمی گیرد،مگر اینکه توبه کند و به مسیر اهل بیت بازگردد.

شفاعت مخصوص آن کسی است که در مسیر ائمه اطهار است و بنا بر گناه کردن ندارد بلکه سهوا از او خطایی سر زده؛ چنین کسی باذن خدا مورد شفاعت اهل بیت قرار می گیرد و به بهشت می رود.

قضاوت با شما دوست عزیزم



نوع مطلب :
برچسب ها : شفاعت، شیعه صفوی، شریعتی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 23 شهریور 1396 11:25 ب.ظ
Very great post. I just stumbled upon your weblog and
wanted to mention that I have truly enjoyed surfing around your blog posts.
After all I'll be subscribing for your rss feed and I am hoping you write once more
very soon!
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:44 ق.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could add to
my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some time and
was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your blog
and I look forward to your new updates.
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:43 ب.ظ
This blog was... how do I say it? Relevant!! Finally I have
found something that helped me. Thanks a lot!
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:54 ب.ظ
I like the helpful information you provide in your
articles. I'll bookmark your weblog and check again here
regularly. I am quite certain I'll learn plenty of new stuff
right here! Best of luck for the next!
شنبه 14 مرداد 1396 07:51 ب.ظ
Hi excellent website! Does running a blog such as this take
a lot of work? I've very little expertise in programming however I had been hoping to start my own blog
in the near future. Anyway, should you have any ideas or techniques for new blog owners please share.
I know this is off subject nevertheless I simply needed to ask.
Kudos!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:20 ق.ظ
This is my first time go to see at here and
i am genuinely pleassant to read all at alone place.
دوشنبه 14 فروردین 1396 08:32 ب.ظ
Great blog you have here.. It's difficult to find high-quality
writing like yours nowadays. I really appreciate individuals
like you! Take care!!
شنبه 12 فروردین 1396 02:09 ب.ظ
Hey there! I just wanted to ask if you ever have any
trouble with hackers? My last blog (wordpress) was hacked and I ended up
losing several weeks of hard work due to no data backup.
Do you have any solutions to protect against hackers?
پنجشنبه 23 آذر 1391 03:17 ب.ظ
خوشا آنان که جانان می شناسند
طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند

سلام علیکم.آپم ومنتظر حضورتان.
پنجشنبه 23 آذر 1391 12:59 ب.ظ
نیایش های شهید چمران
آرزو داشتم که تجلی صفات خدایی را در همه جا و همه کس ببینم جمال و جلال و کمال و علم و خلاقیت و عشق و محبت و اخلاص و انسانیت را در مدار زندگی بیابم
آرزو داشتم چه آرزوهای دور و دراز چه آرزوهای طلایی که احساس می کنم همه اش خاک شده
اکنون ناامید و دلشکسته دست از آرزو برداشته ام و تسلیم قضا و قدر شده ام
خوش دارم از همه چیز و همه کس دل ببرم و جز خدا انیسی و همراهی نداشته باشم
خوش دارم که زمین زیراندازم و آسمان بلند رو اندازم باشد و از زندگی و تعلقات آن آزاد گردم
خوش دارم که مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد بسپارند تا حتی قبری در این زمین اشغال نکنم
خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد هیچ کس از غمها و دردهایم آگاهی نداشته باشد هیچ کس از راز و نیازهای شبانه ام نفهمد هیچ کس اشکهای سوزانم را در نیمه های شب نبیند هیچ کس به من محبت نکند هیچ کس به من توجه ننماید
جز خدا کسی را ن...
چهارشنبه 22 آذر 1391 06:24 ب.ظ
سلام...
باز هم ممنون
دعایم کن
یاعلی مددی
دوشنبه 20 آذر 1391 04:39 ب.ظ
ای بابا ...
این چه وضعشه چرا اپ نمیکنی دختر؟

ما منتظریم
جمعه 17 آذر 1391 01:16 ب.ظ
فردا یک راز است برایش برنامه ریزی کن اما نگران نباش .
دیروز یک خاطره بود لطفاً حسرتش را نخور
ولی امروز یک هدیه است . پس قدرش را بدان …
پنجشنبه 16 آذر 1391 04:22 ب.ظ
سلام.
منتظرورق خوردن یار دوازدهمیم.
آفتاب مهدویت بروز است.باحضورتان مفتخرمان كنید...
پنجشنبه 16 آذر 1391 10:35 ق.ظ
من تسلیمیم
شما درست میگید
بنده جسارت کردم.
بانگاهتان می شود
تمام چشمهای جهان را تا ابدخیره نگه داشت
چهارشنبه 15 آذر 1391 03:06 ب.ظ
این کتاب رو بارها خوندم.
با یه جاهای موافقم
البته این کتاب احساسی محضه
من اکثر کتاب های دکتر رو خوندم
یه جاهایی تو این تناقض هست


نظرت چیه
سادات ممنون از حسن توجه شما، من هم خیلی از کتاب های شریعتی رو خوندم
منظورتون رو از «یه جاهایی تو این تناقض هست» نفهمیدم
ضمنا آدم نباید با همه چیزی مخصوصا اعتقادات مردم احساسی برخورد کنه.اتفاقا دکتر در ابتدای این کتاب و بعضی کتاب های دیگه به این مطلب اشاره میکنه که من تخصص دینی ندارم و همه چیز رو از دیدگاه جامعه شناسی بررسی می کنم.یعنی نگرش تک بعدی!نتیجه این نگرش انحرافات بسیار زیادی میشه.نمیشه که همه چیز رو فقط جامعه شناسی بررسی کرد که!!
چهارشنبه 15 آذر 1391 04:51 ق.ظ
سلام.وبلاگ جناب استاد باقری با غزل «نی نوا» بروز است به این آدرس:

mestaar.blogfa.com


چهارشنبه 15 آذر 1391 04:45 ق.ظ
سلام.وبلاگ جناب استاد باقری با غزل «نی نوا» بروز است به این آدرس:

mestaar.blogfa.com


دوشنبه 13 آذر 1391 01:13 ب.ظ
نام حضرت رقیه (سلام الله علیها)در این زمان که عصر ارتباطات هست
مشهور تر از ان است که به گوش کسی نرسیده باشد،
اما متاسفانه دیده می شود که پس از چهارده قرن
بار دیگر ظلم به این بانو از سر گرفته شده است
و عده ای با شبهه اندازی و مطرح کردن احتمالات بی پایه،
در صدد انکار وجود آن حضرت هستند .

بر منکر حضرت رقیه سلام الله علیها لعنت

التماس دعای فرج
یا علی مدد

یکشنبه 12 آذر 1391 02:34 ب.ظ
خدا را دیده ای آیا؟
وقتی که بعد از قهر و بد عهدی

به هنگامیکه بر سجاده اش با قامت شرمی

به یک قد قامت زیبا، تو می آیی

به تکبیری ، تو را همچون عزیز بی گناهی ، راه خواهد داد

و می پوشاند او اسرار عیبت را

و از یاد تو هم ، بد عهدی ات را پاک خواهد کرد

جواب آن سلام آخرت را ، برتو خواهد داد

و با یک نقطه در سجده ، تو گویا باز هم ، در اول خطی

خدا را دیده ای آیا ؟

یکشنبه 12 آذر 1391 10:25 ق.ظ
سلام علیکم.
آقای شریعتی در اواخر عمرشان به بیراهه رفته اند به نحوی که شهید مرتضی مطهری به آیت الله خمینی نامه ای داده اند و تذکر داده اند.
و بعد از این نامه خود ایشان به بیت
آیت الله خمینی آمدند و عذز خواهی کرده اند
سادات عذرخواهی آقای مطهری احتمالا به خاطر لحن نامه بوده نه اینکه از اعتراضات نسبت به شریعتی عذرخواهی کرده باشد.چون اختلافات آن ها براساس مسائل بنیادی بود و ایشان عقب نشینی از اصول نکرده اند.
یکشنبه 12 آذر 1391 09:52 ق.ظ
تاابدبه آنهاییکه وقتی بی آب شدندقمقمه هاراخاک کردندتاکمتربه یادآب بیفتند

مدیونیم...


شهدارایادکنیم باذکریک صلوات

سلام بزرگواردعوتتان میکنم به وبلاگم سری بزنیدوبانظرات خودمارادربهترشدن وبلاگ کمک کنید
التماس دعا
اجرت باشهدا
شنبه 11 آذر 1391 07:40 ب.ظ
کلا این یارو شریعتی قاط زده بنده خدا
دچار خود درگیری مزمن شده بوده
ولش کن بابا
اصن حوصله اش رو ندارم درباره اش بحرفم
چون ارزشش رو نداره
شنبه 11 آذر 1391 06:24 ب.ظ
سلام-
قبل از انقلاب، دورانی بود که فضای روشنفکری خصوصاًدر دانشگاههای ما ایجاد شده بود! البته این بسیار خوب بود ولی اشکال کار اینجا بود که هر کسی که میخواست خود را در این عرصه نشان دهد و برای خود جایگاهی ایجاد کند باید به عوام و اعتقادات آنها ایراداتی وارد میکرد. در آن زمان هم مثل همیشه،‌ مهمترین اعتقادات مردم، مسائل و اعتقادات دینی آنها بود. متاسفانه بسیاری از نوشته های دکتر شریعتی که امروز مثل نقل و نبات در بین قشر جوان نشر پیدا کرده، از این دست نوشته هاست. جوانانی که امروزه به این نوشته ها تکیه میکنند، غافل از این هستند که بر رد اینها، دین شناسان بزرگی نطیر استاد شهید مطهری کتابها نوشته اند. از زحمات شما هم سپاسگزارم.
شنبه 11 آذر 1391 03:04 ب.ظ
سلام.شرمنده کوتاه مینویسم.وب قبلی حذف میشه و این وب جدید هست....لینک نفرمایید تا زمانی که اطلاع ندادم.متشکر همگدا یازهراس
شنبه 11 آذر 1391 09:19 ق.ظ
نقل است یک روز در مجلس دکمه پیراهن ایت الله سید حسن مدرس باز بود یکی از نمایندگان به او عرض کرد (گویا به حالت تمسخر)اقای مدرس دکمه یپراهنتان باز است مدرس فرمود :

اینها مهم نیست مهم دروازه های کشور است که بروی بیگانگان باز است .

و اما امروز در سالروز شهادت سید حسن مدرس و روز مجلس لازم است

به بسیاری از نمایندگان که مدتهاست در مجلس شاهد دعواهای فردی ،حزبی و بحث سر موضوعات فرعی و گاه پوچ از سوی آنان هستیم

بگوییم که آقای نماینده این ها مهم نیست به فکر انقلاب وکشور و مردم

باشید

که ...
شنبه 11 آذر 1391 08:16 ق.ظ
سلام من فکر میکنم
دکتر شریعتی به خاطر همین افکار گاهی مثبت و کاهی منفی اش است که در برزخ افکار عمومی دست و پا می زند
شنبه 11 آذر 1391 08:16 ق.ظ
سلام من فکر میکنم
دکتر شریعتی به خاطر همین افکار گاهی مثبت و کاهی منفی اش است که در برزخ افکار عمومی دست و پا می زند
شنبه 11 آذر 1391 08:16 ق.ظ
سلام من فکر میکنم
دکتر شریعتی به حخاطر همین افکار گاهی مثبت و کاهی منفی اش است که در برزخ افکار عمومی دست و پا می زند
جمعه 10 آذر 1391 09:01 ب.ظ
سلام...
ممنونم...
جالب بود و مفید...
دعایم کن
یاعلی مددی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
کد پیغام خوش آمدگویی